X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مشق شب...

پنج‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1391

 

 

 

«مشق شب» فیلمی‌ست از عباس کیارستمی. به واسطه این‌که چندان اهل سینما و هنر هفتم نیست‌ام نام‌اش را هم نشنیده بودم. بر سبیل تصادف نیمه شبی با دوستان تماشای‌اش کردیم. 

می گوی‌‌اند ما ناگزیر به دو گونه با متن برخورد می کن‌ایم. گاه به دنبال حقیقت‌ایم و گاه خود را در سطرها می جوی‌ایم. مشق شب از آن دست متن‌ها بود که تمام خود را می‌شد در آن جست. تمام ناکامی‌ها و رنج‌هایی که برآیندش نسلی‌ست که ما‌ایم. 

نسلی که تشویق را نمی‌دانست و با تنبیه بارآمد. که مقهور قدرت بود و ارزش‌های تحمیل شده از سوی آن. که نمی‌توانست و اگر می توانست هم نمی‌خواست کامی بجوید و لذتی بچشد و بر فرض محال هم که می جست و می چش‌اید عذاب وجدان خرده لذت پنهانی را که به هزار مشقت و رنج برده بود حرام‌اش می کرد. بسیار باید گریست بر نسلی که ماایم و هنوز هم به هزار اندیشه و تقلا هیچ امید رهایی‌مان نمی رود.. 

آن نیمه شب را هم چون بسیاری دیگر شب‌ها به هزار زور و جبر چشم به هم نهادم. «مشق شب» را اگر یافت‌اید حتما تماشا کن‌اید...