X
تبلیغات
نماشا
رایتل

زیر پوست شهر...

شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1391

 

 

ساعت ۱:۳۰ پس از نیمه شب. میدان فردوسی... 

 

گوشه شمال غربی: 

یک نفر که جنسیت‌اش چندان معلوم نیست کنار خیابان ایستاده و انبوه ماشین و موتورسیکلت در رقابتی تنگاتنگ بوق و فریاد راه انداخته‌اند... 

 

گوشه جنوب غربی: 

یک نفر که دیگر قیافه‌اش چندان به آدمی‌زاده نمی‌ماند سیخی فرو کرده و از صندوق صدقات اسکناس بیرون می‌آورد. نگاه هیچ‌کس را نمی‌بیند. کاملا آرام و مطمئن... 

 

گوشه جنوب شرقی: 

یک نفر زیر اندازی گسترده و روی‌اش تا بخواهی الکل و وافور و قس علی هذا در معرض دید است. نادیدنی‌ها را خودتان خیال کن‌اید... 

 

گوشه شمال شرقی: 

ترجیح دادیم نرویم. تا این‌جا جان به در بردیم. باقی را شاید این‌گونه خوش‌اقبالی نصیب نشد.... 

 

این‌ها مشاهدات بنده است از یک شب در یک میدان مرکزی این شهر. این همه شب را در این همه میدان و محله فرعی این کلان‌شهر خود بخوان‌اید...