حلول هلال مبارک رمضان کریم شاد باد.
شعریست از حضرت خداوندگار و وصفالحال نزار ما این روزها...
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد
نهلد کشته خود را کُشد آن گاه کِشاند
چو دَم میش نماند ز دَم خود کندش پٌر
تو ببینی دم یزدان به کجا هات رساند
به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او
نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیاباید مثالاش
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند ؟
هله خاموش که بی گفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند..
پی نوشت: این پست و این شعر تقدیم به رضا فتوحی... که مهربان است و یار...
ما معتقدیم عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد
سوگند به هر چهارده ایه نور
سوگند به زخمهای سرشار غرور
اخر شب سرد ما سحر میگردد
مهدی به میان شیعه برمیگردد
اللهم عجل لولیک الفرج
-----------------
سلام دوست عزیز تنها و تنها با یک عکس به روزم خیلی وقتت رو نمی گیره
خوشحال می شم تشریف بیارین
موفق باشید
متاسفام برای این همه خرافه که میپرورید به ذهن...
سلامم جناب پژوم...
عالی بود...
......
دل من گرد جهان گشت و نیاباید مثالاش
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند ؟....
سلام دوست...
ارادتمندیم...
مولانا....
خداوندگار..؟!
سلام
آنقدر در بهت این جمله ی اول مانده ام که زبان در کام بگیرم بهتر است...
یادم آمد از "لا اله الا علی" و الخ..!
سلام بر تیراژه بانو...
این خداوندگار تنها لقب حضرت ملای روم است. هیچ ارتباطی با لفظ جلاله الله ندارد دوست...
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ..........جان این سروده شاید این آیه بود که وقتی اهلیت توکل هست و قرب هست، راندنی نیست که خواندنی باشد،قهر کودکانه ماست از او...و اول تذکری بود به "من" در زمانه های قهرم...
سلام عزیز دل...
یا شاید مصداق ایه شریفه« فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب الیه انه هو التواب ارحیم» که گفته اند توبه ادم میان دو توبه خداوند است. خداوند نزد ما ست. ما می رویم و با ز باز می گردیم...
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار، که از بهر خدا، بگشایند...
دل قوی دار
دل قوی دار
دل قوی دار
سلام...
دل قوی دار...
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
همچنان به لطف او امیدوارم.
ارادت بسیار جناب پژوم . چه عجب از این طرفا؟
سلام دوست خوب...
عجبی نیست. همین اطراف پرسه میزنایم...
سلام رفیق
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست
تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم
مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم
سایه طایر کم حوصله کاری نکند
طلب از سایه میمون همایی بکنیم
دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم
سلام...
...
ممنونم برای توضیحاتتان جناب ..
تقدیمی دلنشینتان گوارای وجود جناب فتوحی..
ارادتمندیم بانو...
نمیدونم چی بگم خوب خیلیشو نفهمیدم...ولی سعی میکنم بفهمم...
سلام...
...
چقدر این روزها به این شعرها
.
نیازمندم..........هله خاموش که
بی گفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند
بچشاند..چقدر این شعربهم
آرامش داد.....مخصوصا توی
این حال ِ الانم........یه سر
خوشی خاص.......ممنون
جناب پژوم...........وحلول
رمضان برشمامبارک بادا
......من وب کامنت اول
رو الان بازکردم ودیدم
فقط می تونم بگم
متاسفم که هنوووز
هم هســــــــتند!
کسانیکه.....
یاحق...
سلام آوا بانو...
سرخوشیتان مدام دوست...
سلام مهدی جان
روز بخیر
طاعات قبول
عالی بود
اشعار مولانا همیشه باعث تصفیه روح میشه
ممنونم
"این فقط یک هذیان است"
بروزم و منتظر
التماس دعا
سلام عزیز دل...
عبادات شما هم قبول حق...
خدمت میرسایم...
بجز این ماه، ماهی هست پنهان
نهان چون ترک در خرگاه روزه
قبول :)
سلام بانو...
قبول حق...
مرا می باید که در این خم ِ راه
در انتظاری تاب سوز
سایه گاهی به چوب و سنگ برآرم ،
چرا که سرانجام
امید
از سفری به دیر انجامیده باز می آید .
به زمانی اما
ای دریغ !
که مرا
بامی بر سر نیست
نه گلیمی به زیر پای .
از تاب خورشید
تفتیدن را
سبویی نیست
تا آبش دهم ،
و بر آسودن از خستگی را
بالینی نه
که بنشانمش .
*
مسافر چشم به راهی های من
بی گاهان از راه بخواهد رسید .
ای همه ی امیدها
مرا به برآوردن این بام
نیرویی دهید
سلام رفیق...
هنوز آیا امیدی هست؟
سلام مهدی جان
صبح بخیر
طاعاتت قبول
ممنون از اینکه سر میزنی و همینطور ممنون از همدردیت
فقط دعام کن ... همین
سلام نازنین...
دعاگویایم...
سلام ...شعر زیبایی بود ..ممنون ...
سلام مهدی جان
روز بخیر
"خستگی مرد ماندن"
بروزم و منتظر
سلام
روز بخیر
بروزم و منتظر حضور شما
ممنون میشم سری بزنید
موفق باشید
دل و دماغ رفته حاج آقا پست مناسبتی می گذارین فقط؟ :پی
سلام پیشی خان...
به امید محتشم گفتم نبینم دلگرفته باشی رفیق. گفت: مهم این است که دلی مانده تا بگیرد. فکر کردم چه راست سخنیست و افسوس و حسرت که دلی هم نداریم تا بگیرد...
به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند ؟
سلام دوست...
درِّ یتیم است... به هیچکس نماند...
سلام مهدی جان
روز بخیر
عذر میخوام بابت اینکه چند وقتی سر نزدم
بیماری و بستری بودن شاید دلیل موجهی باشه برای این تاخیر
بروزم و منتظر حضورت
ممنون
سلام
شما چرا این گونه سوت و کور؟!
من و تو را
(،) ویرگولی مکث میدهد
(.) نقطهای، پایان
در ( ) پرانتز هم که نمیگنجیم
سلام مهدی جان
روز بخیر
بروزم و منتظر حضورت
ممنون
سلام...آمدیم برای
احوالپرسی...اما
صاحبخانه گویا
حضـور ندارند
دلتــان گرم
هــرجا که
هســتید
یاحق...
هر جه قدر هم بی حس و حال باشید. یک خط نوشتن به جایی بر نمی خورد.
سلام!