گاهی می خواهی حرفی بزنی و می بینی که بسیار بهتر گفته اندش و سکوت...
به تر همان را نقل کنی ...
دلم کپک زده آه
که سطری بنویسم از تنگی دل
همچون مهتاب زده ای از قبیله آرش بر چکاد صخر ه ایزهِِ جان کشیده تا بُنِ گوش
به رها کردنِ فریادِ آخرین...
کاش دل تنگی نیز نام کوچکی می داشت
تا به جان اش می خواندی
نام کوچکی
تا به مهر آوازش می دادی
همچون مرگ
که نام کوچک زنده گی ست
و بر سکوب وداع اش به زبان می آوری
هنگامی که قطاریان
آخرین سوت اش را بدمد
...
سطری، شطری، شعری
نجوایی یا فریادی گلو دَر
که به گوشی برسد یا نرسد
و مخاطبی بشنود یا نشنود
و کسی دریابد یا نه
که چرا فریاد؟
یا با چه مایه از نیاز؟
...
(احمد شاملو)
سلامــ خسته نباشین


خواستم تشکر کنم از زحمتتون وبلاگتون خیلی خوبه
دل تنگ ِ دلتنگیست..که
دنیاپر ز دلسنگیست...
سر ِ پر ز شوق رفتن
من/که مرگ پایان ِ
دق مرگیست.....
حرف،ناآرام برزبان
دلم/عقل دمادم
دچـــــــــار ِ کور
رنگیست......
فریاد می زند
سکوت شبم
اختری دچار
دلتنگیست
تقــدیم به
شما.....
یاحق...
به قول همون احمد آقای شاملو:
آآآآی خدا جونم!
آوازای غمناک داشتن، چیز وحشتناکیه.
واسه نریختن اشکامه که اینجور نیشم رو وا می کنم و می خندم.
سلامم جناب پژوم
...که چرا فریاد؟؟ شاید همین فقط...
چشم به راه نوشته و خبری بودیم
ولی چنین فریادی را انتظار نبود
گرچه ،
شنوایش هستیم
:)
زیباترین لحظه زندگیم
زمانی بودکه برتپه ای ایستاده بودم
فریادمیزدم:بمان،مرادراین بیغوله تنهانگذار...
اما...
اورفت...
وهمچنان بسان مسخ شده ای ایستاده ام وفریادسرمیدهم..
آن زمان بودکه به جبروت سکوت پی بردم
زیرا اوعاشق سکوت بود...!
.
.
.
فریادآنقدرها هم که فکر میکنیم خوب نیست دوست آشنا...!
این عصیانهای شاملو جوریه که آدم احساس می کنه از گلوی خودش خارج شده احساس میکنه درد دل خودشه/
سکوت کن اینجا کسی معنی دلتنگی را نمی فهمد!
سلام جناب پژوم خداروشکر شما اپ هستی به داداشتم بگو یه سر بزنه مارو خوشحال میکنه
من نمیدانم این دلتنگی، دلتنگی که میگویند چیست
همین حس مبهم نفسگیری
که دامنگیرمان میشود
وقتی چیزی را
کسی را
جایی جا گذاشتهایم
همان دلتنگیست !؟
سلام مهدی جان
خوبی رفیق؟!
منم دلتنگت بودم
حماقت دوستداشتنی که به لطف دوستان مدعی دموکراسی و آزادی بیان فیلتر شد
آدرس وبلاگ جدید رو فکر کنم برات گذاشته بودم!
نمیدونم
به هر حال خوشحالم میبینمت
ممنون
سربزن